روزهایم آفتابی نیست

متن مرتبط با «جان عالم بر لب آمد علی فانی» در سایت روزهایم آفتابی نیست نوشته شده است

درد و دل حضرت زینب با عباس علیه السلام

  • نیلوبلاگ

    ی ای پله های ناقه ی من پاهامو زیر ناقه بستن حرمت اولاد رسولو دیدی که بعد تو شکستن؟ خاک رو معجرم نشسته خاک کجا بود تا تو بودی؟ رقیه روی شونه هات بود چه میدونست چیه کبودی ؟ دستاتو دادی واسه اطفال آب به خیمه ها بیاری باب حوائجی و اما حاجت قلبتو نداری بعد تو من ام بنینو با چه خجالتی ببینم حالا که تو به زیر خاکی شرم دارم که رو زمینم کاشکی منم مثل تو داداش تو راه عشقمون فدا شم حسین زیر نیزه دفنه منم اسیر نیزه ها شم قلب منه اونی که کفّار زیر سم اسبا دریدن اونقدر کور و کر شدن که خشم خدامونو ندیدن ....

    ادامه مطلب
  • رهبر

  • نیلوبلاگ

    روزهایم آفتابی نیست کلیه نوشته های این وبلاگ اثر بنده است و از جایی کپی برداری نشده است... رهبر تو بیتش پرچم هیچ اجنبی نیست تو راه حق کسی اینقدر قوی نیست نه تدبیر کسی اندازه اونه نه هیچ علامه ای اینقدر میدونه همیشه عاشق شعر و کتابه که گاهی از سر خوندن میخوابه فهیم و مهربون و با شعوره همیشه فکر اون فردای دوره یه جور آینده ها رو خوب میدونه که انگار وصل به هفت آسمونه لباسش ساده و فکرش عمیقه تمام ثروتش یک بند عقیقه همه دارایی هاش چفیه هاشه که اون هم سهم بچه شهداشه رسوند ایرانو ...

    ادامه مطلب
  • صبر علی

  • نیلوبلاگ

    روزهایم آفتابی نیست کلیه نوشته های این وبلاگ اثر بنده است و از جایی کپی برداری نشده است... صبر علی به صبرم استخوان ها آب کردم دل از خون جگر سیراب کردم به سیلی خوردن زهرا رسیدم چه صبر از آتش در باب کردم چهل قبر از برای دفن زهرا که او را در یکی در خواب کردم تمام هستی من دفن میشد و رنج بعد از او را تاب کردم زخشمم کهکشانها خرد میگشت اگر یک خشم بر اصحاب کردم برای خاطر اسلام و قرآن تمام دین و مذهب ناب کردم منم آن ناخدای قهرمانی که امداد پس از گرداب کردم چه یارانی که...

    ادامه مطلب
  • سنگ قبر مادر بزرگ و دایی

  • نیلوبلاگ

    پس از من روزگار تو سیاه استخودم رفتم ولی چشمم به راه استدر آغوشم بیا ای نور چشممکه این تنهایی قبرم عذاب است************پس از تو داغ هجرت بود بر سرچه آمد بر دلم سخت است باورپس از این من در آغوشت گرفتمدر آغوشم بگیر حضرت مادر....دانیال علی پناهی...این شعر رو بعد از فوت داییم گفتم ....دو بیت اول روی سنگ قبر مادر بزرگم حک شد ودو بیت دوم روی سنگ دایی کوچیکم....چون قبرشون دو طبقس و یه جا دفن شدن...نمیدونم کی و کجا ولی شاید یه روزیکی از شعرای خودمم روی سنگم بزنن ....کسی چمیدونه ......برچسبها: سنگ قبر, مادر و فرزند, سنگ مزار نوشته شده در یکشنبه چهاردهم مرداد ۱۴۰۳ساعت 21:46 توسط دانیال علی پناهی| بخوانید...

    ادامه مطلب
  • مولایم علی

  • نیلوبلاگ

    علی یعنی سراپا غیرت و دینعلی یکه سواری بود بر زینعلی یعنی سخاوت با شرافتعلی یعنی طهارت با اصالتعلی یعنی عدالت در قضاوتعلی یعنی دیانت با سیاستعلی آن پادشاه عالم عشقعلی کل کتاب مبهم عشقعلی آیینه ایثار و ایمانعلی یعنی تمام فخر انسانعلی هم شانه روح الامین استعلی چون ریشه دین در زمین استعلی چون تک درختی در کویر استعلی از زندگی بد جور سیر استعلی تنها ترین مرد جهان استعلی را هر نکویی بود آن است. . . دانیال علی پناهیبرچسبها: شعر مدح امیرالمومنین, مدح علی علیه السلام, شعر مولودی نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم دی ۱۴۰۲ساعت 23:15 توسط دانیال علی پناهی| بخوانید...

    ادامه مطلب
  • ماهگرد من و همسر عزیزم فریبای جان

  • نیلوبلاگ

    ف = فریبا یعنی عشق و شور و ایثارر = رفاقت های بی همتا و تکراری = یعنی هر جا که هستی عشق اونجاستب = برای این دل غمگین و بیمارآ = از اون بهتر مگه داریم دلدار؟ دانیال علی پناهیبداههرباعیتقدیم به همسر عزیزم ...

    ادامه مطلب
  • علی اصغر علیه السلام

  • نیلوبلاگ

      علی ای گوهر سرخ یمانی  تمام جلوه های آسمانی علی ای نور در قنداقه ی عشق که مثل ریشه ای بر ساقه ی عشق علی ای طفل معصوم رشادت چه زود است از برای تو شهادت سرت چون سیب سرخی روی نیزه چه شرمی دارد از تو روی نیزه خدا را شکر خونت بر هوا رفت به آن بالا به عرش کبریا رفت اگر یک قطره خونت بر زمین بود زمین و آسمانها شرمگین بود جهان را میدرید از هم خداوند نمی ماند هیچ اثر از هیچ پیوند تو رفتی سوی معراج خدایی نبودت بیش از این تاب جدایی       دانیال علی پناهی [ یکشنبه هفتم آذر ۱۴۰۰ ] [ 18:25 ] [ دانیال علی پناهی ] [ ] بخوانید...

    ادامه مطلب
  • تا تو آمدی

  • نیلوبلاگ

    توی تنهایی هامون گم شدیم ما جدا از توده ی مردم شدیم ماقلم برداشتیم اینو نوشتیمکه ما بازیچه های سرنوشتیمنشسته اشک روی صورتامونچشاشو بسته روی ما خدامونصدای ما میمونه تو گلومونچقدر دوره امید و آرزومون...

    ادامه مطلب
  • سرباز و برجک

  • نیلوبلاگ

    دفترچه خدمتشو پر کرده بود محل اعزامش رو مشخص کردن و دوره ی آموزشی رو با هر سختی ای بود تموم کرد ...وقتی دوره ی آموزشیش تموم شد اوایل زمستون بودهوا خیلی سرد بود ...مافوقشون برای هر سربازی یه وظی...

    ادامه مطلب
  • دلتنگ علی

  • نیلوبلاگ

    قدرت مطلق ما پهنه ی بازوی علی ستجبرئیل است فقط ، آنکه سخنگوی علی ستخوش به حال دل هر کس که دمی رویش دیدچه سعادت برسد بر آن که پهلوی علی ستآنچه از خون حسین است همه روی زمینجنس آن خون عظیمی ست که بر مو...

    ادامه مطلب
  • جان به لب

  • نیلوبلاگ

    جانم به لب آمد ز انتظار مرگ و از لب برون نرفتمن عاقلی شدم که برای رهایی ز غم هم پی جنون نرفتبا عقل درد میکشیدم و هرگز نگشتم شادمن نه مرده ام نه زنده ام پس هر چه بادا باددانیال علی پناهی...

    ادامه مطلب
  • جانان

  • نیلوبلاگ

    تو جان من ، تو جانانیتو روح و قلب انسانیاگر من یک درختم ، توتمام میوه ی آنی دانیال علی پناهیعکس نوشته ی فریبا خانوممرباعی...

    ادامه مطلب
  • جان جانان

  • نیلوبلاگ

    جان بدهم به هر کسی کز تو خبر بیاوردمژده ی دیدار تو هم ، جان مرا در آوردسر نکنم بدون تو ، بی سر و پا شدم ببیناینکه چو مرغ بی پرم ، عمر مرا سر آورددر سدد دیدن تو ، غافل از احوال خودماینکه فدای تو...

    ادامه مطلب
  • غمخوار عالم

  • نیلوبلاگ

    من که شدم غمخوار یه عالمواسه کی شد یه بار مهم حالم ؟نفهمیدن چه زخمایی دارمحالا که غم دارم کیو دارم ؟دانیال علی پناهی...

    ادامه مطلب
  • خبری در راه است

  • نیلوبلاگ

    یوسف از بیچارگی در چاه کنعان شد اسیر تو به چاه جمکران بالا و پایین میرویروی کوی غیرت ما شیعیان تیره بخت</span>مینشینی نا امید و باز غمگین میرویکاش میشد مُرد و در وقت ظهورت زنده شد</span>سخت لبریز است صبرم از لب خاموش تویوسف زهرا بمیرم من برای غربتت</span>داغ دل را گریه باید کرد در آغوش توتکیه بر تختت زدند و پادشاهی میکنند</span>منبر پ...

    ادامه مطلب
  • سنگ قبرم

  • نیلوبلاگ

    کاش بر سنگ مزارم بنویسند : او خـسـتـه تـریـن عـابـر دنـیـای شـمـا بود حسرت به دلی بود که از خویش رها بود امـروز در این گور مراد دل خـود یـافـت چـون مـنـتـظـر و عـاشـق دیـدار خـدا بود دانیال علی پناهی برچسبها: رباعی[ دوشنبه بیست و نهم خرداد ۱۳۹۶ ] [ 17:33 ] [ دانیال علی پناهی ] [ ]...

    ادامه مطلب
  • رو سفیدان عالم

  • نیلوبلاگ

    یـکـی هـر روز مـیـگـردد پی نان یکی سیر است و فارغ از غم آن یکی دنبال پول و منصب و جاه یـکـی دنـبـال نـام نـیـک انـســان یکی شب تا سحر از درد ناله غم عالم به دورش گشته هاله یکی از فرط بی دردی مریض است یـکــــی پــژمــرده از انــدوه ژالــه یکی غرق می و احوال مستی بخـنـدد از ته قـلـبـش به هستی یکی وا...

    ادامه مطلب