پس از من روزگار تو سیاه است
خودم رفتم ولی چشمم به راه است
در آغوشم بیا ای نور چشمم
که این تنهایی قبرم عذاب است
************
پس از تو داغ هجرت بود بر سر
چه آمد بر دلم سخت است باور
پس از این من در آغوشت گرفتم
در آغوشم بگیر حضرت مادر
.
.
.
.
دانیال علی پناهی
.
.
.
این شعر رو بعد از فوت داییم گفتم ....دو بیت اول روی
سنگ قبر مادر بزرگم حک شد و
دو بیت دوم روی سنگ دایی کوچیکم....
چون قبرشون دو طبقس و یه جا دفن شدن...
نمیدونم کی و کجا ولی شاید یه روز
یکی از شعرای خودمم روی سنگم بزنن ....
کسی چمیدونه ......
نوشته شده در یکشنبه چهاردهم مرداد ۱۴۰۳ساعت 21:46 توسط دانیال علی پناهی|
برچسب:
نویسنده: یاسین کاظمی