روزهایم آفتابی نیست

متن مرتبط با «جان بر لب آمده» در سایت روزهایم آفتابی نیست نوشته شده است

رهبر

  • نیلوبلاگ

    روزهایم آفتابی نیست کلیه نوشته های این وبلاگ اثر بنده است و از جایی کپی برداری نشده است... رهبر تو بیتش پرچم هیچ اجنبی نیست تو راه حق کسی اینقدر قوی نیست نه تدبیر کسی اندازه اونه نه هیچ علامه ای اینقدر میدونه همیشه عاشق شعر و کتابه که گاهی از سر خوندن میخوابه فهیم و مهربون و با شعوره همیشه فکر اون فردای دوره یه جور آینده ها رو خوب میدونه که انگار وصل به هفت آسمونه لباسش ساده و فکرش عمیقه تمام ثروتش یک بند عقیقه همه دارایی هاش چفیه هاشه که اون هم سهم بچه شهداشه رسوند ایرانو ...

    ادامه مطلب
  • صبر علی

  • نیلوبلاگ

    روزهایم آفتابی نیست کلیه نوشته های این وبلاگ اثر بنده است و از جایی کپی برداری نشده است... صبر علی به صبرم استخوان ها آب کردم دل از خون جگر سیراب کردم به سیلی خوردن زهرا رسیدم چه صبر از آتش در باب کردم چهل قبر از برای دفن زهرا که او را در یکی در خواب کردم تمام هستی من دفن میشد و رنج بعد از او را تاب کردم زخشمم کهکشانها خرد میگشت اگر یک خشم بر اصحاب کردم برای خاطر اسلام و قرآن تمام دین و مذهب ناب کردم منم آن ناخدای قهرمانی که امداد پس از گرداب کردم چه یارانی که...

    ادامه مطلب
  • سنگ قبر مادر بزرگ و دایی

  • نیلوبلاگ

    پس از من روزگار تو سیاه استخودم رفتم ولی چشمم به راه استدر آغوشم بیا ای نور چشممکه این تنهایی قبرم عذاب است************پس از تو داغ هجرت بود بر سرچه آمد بر دلم سخت است باورپس از این من در آغوشت گرفتمدر آغوشم بگیر حضرت مادر....دانیال علی پناهی...این شعر رو بعد از فوت داییم گفتم ....دو بیت اول روی سنگ قبر مادر بزرگم حک شد ودو بیت دوم روی سنگ دایی کوچیکم....چون قبرشون دو طبقس و یه جا دفن شدن...نمیدونم کی و کجا ولی شاید یه روزیکی از شعرای خودمم روی سنگم بزنن ....کسی چمیدونه ......برچسبها: سنگ قبر, مادر و فرزند, سنگ مزار نوشته شده در یکشنبه چهاردهم مرداد ۱۴۰۳ساعت 21:46 توسط دانیال علی پناهی| بخوانید...

    ادامه مطلب
  • ماهگرد من و همسر عزیزم فریبای جان

  • نیلوبلاگ

    ف = فریبا یعنی عشق و شور و ایثارر = رفاقت های بی همتا و تکراری = یعنی هر جا که هستی عشق اونجاستب = برای این دل غمگین و بیمارآ = از اون بهتر مگه داریم دلدار؟ دانیال علی پناهیبداههرباعیتقدیم به همسر عزیزم ...

    ادامه مطلب
  • سرباز و برجک

  • نیلوبلاگ

    دفترچه خدمتشو پر کرده بود محل اعزامش رو مشخص کردن و دوره ی آموزشی رو با هر سختی ای بود تموم کرد ...وقتی دوره ی آموزشیش تموم شد اوایل زمستون بودهوا خیلی سرد بود ...مافوقشون برای هر سربازی یه وظی...

    ادامه مطلب
  • جان به لب

  • نیلوبلاگ

    جانم به لب آمد ز انتظار مرگ و از لب برون نرفتمن عاقلی شدم که برای رهایی ز غم هم پی جنون نرفتبا عقل درد میکشیدم و هرگز نگشتم شادمن نه مرده ام نه زنده ام پس هر چه بادا باددانیال علی پناهی...

    ادامه مطلب
  • جانان

  • نیلوبلاگ

    تو جان من ، تو جانانیتو روح و قلب انسانیاگر من یک درختم ، توتمام میوه ی آنی دانیال علی پناهیعکس نوشته ی فریبا خانوممرباعی...

    ادامه مطلب
  • جان جانان

  • نیلوبلاگ

    جان بدهم به هر کسی کز تو خبر بیاوردمژده ی دیدار تو هم ، جان مرا در آوردسر نکنم بدون تو ، بی سر و پا شدم ببیناینکه چو مرغ بی پرم ، عمر مرا سر آورددر سدد دیدن تو ، غافل از احوال خودماینکه فدای تو...

    ادامه مطلب
  • خبری در راه است

  • نیلوبلاگ

    یوسف از بیچارگی در چاه کنعان شد اسیر تو به چاه جمکران بالا و پایین میرویروی کوی غیرت ما شیعیان تیره بخت</span>مینشینی نا امید و باز غمگین میرویکاش میشد مُرد و در وقت ظهورت زنده شد</span>سخت لبریز است صبرم از لب خاموش تویوسف زهرا بمیرم من برای غربتت</span>داغ دل را گریه باید کرد در آغوش توتکیه بر تختت زدند و پادشاهی میکنند</span>منبر پ...

    ادامه مطلب
  • سنگ قبرم

  • نیلوبلاگ

    کاش بر سنگ مزارم بنویسند : او خـسـتـه تـریـن عـابـر دنـیـای شـمـا بود حسرت به دلی بود که از خویش رها بود امـروز در این گور مراد دل خـود یـافـت چـون مـنـتـظـر و عـاشـق دیـدار خـدا بود دانیال علی پناهی برچسبها: رباعی[ دوشنبه بیست و نهم خرداد ۱۳۹۶ ] [ 17:33 ] [ دانیال علی پناهی ] [ ]...

    ادامه مطلب