قلیان
-
تاریخ: 1397/9/21 ساعت: 10:46
xa0 xa0 دودی نبودم به همين خاطر وقتی قليان تعارف کرد دستش را رد کردم و گفتم ممنون عزيزم من دودی نيستم وقتي به خانه برگشتم سخت پيشمان شدم آخر نميدانی روی آن قليان جای لب های او بود . کاش ميکشيدم . چه زيبا
شبهای تنهایی
-
تاریخ: 1397/9/21 ساعت: 10:46
xa0 xa0 xa0 یه شبایی اگه میدونستی xa0 بدون تو چه حالی دارم xa0 بدون اینکه وقت کنی کفش بپوشی xa0 بدون حتی شال و روسری ، با عجله xa0 تا خونمون می دویدی xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 دانیال علی پناهی xa0
الهه خوشبختی
-
تاریخ: 1397/9/21 ساعت: 10:46
xa0 xa0 گاهی الهه, خوشبختی, به سراغمان می آید و در میزند xa0 آنقدر در میزند که از باز شدن در نا امید میشود xa0 با خودش میگوید شاید خواب است xa0 شاید گوشش سنگین شده باشد xa0 از پنجره وارد میشود xa0 تمام قسمتهای روشن
قهقهه
-
تاریخ: 1397/9/21 ساعت: 10:46
xa0 xa0 گفت با قهقهه, ، بردار دو چشمت از من xa0 شک نمی کرد که من عاشق آن قهقهه ام xa0 سرخ شد از سر خجلت که نگاهش کردم xa0 گفت با خنده به غمهای دلت خاتمه ام xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 دانیال علی پناهی
حکمت و مصلحت
-
تاریخ: 1397/9/21 ساعت: 10:46
xa0 xa0 دو تا سد بزرگ واسه رسیدن به هر آرزویی هست xa0 اسم یکیش هست حکمت, xa0 اسم یکی دیگش هست مصلحت, . xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 دانیال علی پناهی
مردانگی
-
تاریخ: 1397/9/21 ساعت: 10:46
xa0 xa0 MY TEXT xa0 xa0 دانیال علی پناهی
مجنون و لیلا
-
تاریخ: 1397/9/16 ساعت: 23:54
xa0 xa0 لیلا, ببین بوسیدنم چقدر واست آسونه بوسیدن کسی که عشقش هزار تای مجنون,ه لیلا, ببین نخواستنت با من چه کاری میکنه روزمو تیره کرده شبمو ، شب زنده داری میکنه لیلا, ببین که درد من داره به آسمون میره عاشق و
یک قدمی مرگ
-
تاریخ: 1397/9/16 ساعت: 23:54
xa0 xa0 xa0 یک قدم مانده به مرگم ، فرجی شد فبها xa0 xa0 ورنه با تیغ تنم را به فنا بسپارم xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 دانیال علی پناهی
مرگ عشق در دلم
-
تاریخ: 1397/9/16 ساعت: 23:54
xa0 xa0 ميگويند عشق را ببوس و کنار بگذار اما ...نميدانند که من عشق را در سينه کشتم تنش را در ذهنم تکه تکه کردم و پيش چشمم xa0آتش زدم و خاکسترش را به باد سپردم خاکستر باد برده را که نميشود بوسيد ..... xa0
خاطره
-
تاریخ: 1397/9/16 ساعت: 23:54
xa0 xa0 xa0 xa0 + یادمه یه شب دعا کردم xa0 xa0 که خدا همه دردامو از یادم ببره xa0 xa0 - اون این کارو کرد ؟ xa0 xa0 + آره xa0 xa0 - چطوری ؟ xa0 xa0 + عاشقم کرد xa0 xa0 اینقدر تو تب عشق سوختم xa0 xa0 که باقی دردام یادم رفت xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0
درماندگی
-
تاریخ: 1397/9/16 ساعت: 23:54
xa0 xa0 آن عاشق بی چارۀ بی چاره منم من xa0 درمانده ترین آدم سیاره منم من xa0 دردیست درونم که به غیر تو نگویم xa0 آن کولی هر جاییِ آواره منم من xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 دانیال علی پناهی xa0 xa0 xa0 xa0 رباعی xa0 xa0
کفش خدا
-
تاریخ: 1397/9/16 ساعت: 23:54
xa0 xa0 xa0 یه روز فهمیدم خدا هم کفش میپوشه xa0 xa0 چون به هر کدوم از آرزوهام که نگاه کردم xa0 xa0 رد کفش خدا روش بود ... xa0 xa0 اون عاشق قدم زدن و پا گذاشتن روی تک تک xa0 xa0 آرزوهای منه .... xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 دانیال
سریع اتفاق افتاد
-
تاریخ: 1397/9/16 ساعت: 23:54
xa0 xa0 جلوی بیمارستان منتظر ساعت ملاقات بودم که برم مادر بزرگمو ببینم xa0 که یهو یه صدای ترمز شدید اومد و برگشتیم سمت صدا xa0 دیدم یه راننده نو جوون زده به یه خانوم مسن و نقش زمین شده xa0 خانومه بلند شد و از س
دلم
-
تاریخ: 1397/9/16 ساعت: 23:54
xa0 xa0 xa0 یه دله xa0 و یه دنیا دری وری xa0 که از آدم میخواد xa0 و تو نمیتونی بهش بدی xa0 و کلافت میکنه عین یه بچه لوس و بهانه گیر xa0 اشکتو در میاره xa0 مردشور ببره هر چی دله .... xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 دانیال علی پناهی
به خاطر خدا
-
تاریخ: 1397/9/16 ساعت: 23:54
xa0 xa0 xa0 اونقدر که به عشق خدا xa0 یا از سر اجبار های خدا xa0 پا روی دلم گذاشتم xa0 به همون اندازه xa0 به خاطر, رفت و آمد xa0 پا رو فرش اتاقم نذاشتم xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 اگه دوست نداشتن خدا کفر باشه xa0 با افتخار میگم ک
درد کشیده
-
تاریخ: 1397/9/16 ساعت: 23:54
xa0 xa0 xa0 درد نماند در جهان ، من ن کشیده, باشمش xa0 زهر غمی نمانده که ، من نچشیده باشمش xa0 تکیده بودم از ازل ، پشت و پناه من خدا xa0 ولی نکرده هیچ دم ، مرا ز مشکلم جدا xa0 کودکی ام خراب شد ، زندگی و جوانی ام xa0 آه
خبری در راه است
-
تاریخ: 1397/2/13 ساعت: 15:31
یوسف از بیچارگی در چاه کنعان شد اسیر تو به چاه جمکران بالا و پایین میرویروی کوی غیرت ما شیعیان تیره بخت</span>مینشینی نا امید و باز غمگین میرویکاش میشد مُرد و در وقت ظهورت زنده شد</span>سخت لبریز است صبرم از لب خاموش تویوسف زهرا بمیرم من برای غربتت</span>داغ دل را گریه باید کرد در آغوش توتکیه بر تخت...
سیزده به در
-
تاریخ: 1397/2/1 ساعت: 22:49
تا در این گور جهان باز نیفتد گذرماین جهان میگذرد من هم از او میگذرمشهریارا ز همه عالم و آدم به دری</span>خوش به حالت که من از دین و خدا هم به درمسیزده نحس ترین روز برای من نیست</span>چونکه هر روزِ جهان ، سخت بیاید به سرمتو در آن روز که عشقت پسرش را بوسید</span>من در این روز که آشفته و آسیمه سرمتو که...
گل عمر
-
تاریخ: 1397/2/1 ساعت: 22:49
[unable to retrieve full-text content] xa0 xa0 my text
صاحب
-
تاریخ: 1397/2/1 ساعت: 22:49
ببین اوضاع دنیامون وخیمه چقدر دیوار این کعبه زخیمهصدای ناله هامون پشت دیوارتمام گریه ها در حال تکرارچه حسرت ها که توی قلبمونهخدا هم شاهد این بختمونهدعاهامون دیگه دیده نمیشهیه روزی میشد و دیگه نمیشهاز این دنیا فقط این سهممونهکه سقف هر دوتامون آسمونهشاید با نعمتش ما یاغی میشیمکه طغیان میکنیم و طاغی م...