
نـرگـس مـسـت مـنـی و قـدر میدانم تو را مــن چـه بـی حـد دوسـتـت دارم نـمـیـدانـم چرا آفـتـابـی ، گـرم در شـبـهــای دلـتـنـگی ما مـن ز حُسن روی تو صد شـکر دارم بـر خــدا راستی با چشمهایـت جـان مـا را سوختی آمدم لـــب وا کــنــم بـسـتـی دهـــانــم دوخــتــی یاد دارم عشق را هم خود به من آموختی ...
ادامه مطلب
تــو در اوج آرامــش و مـنـطـقـی من اما چه بی منطق و وحشی ام تـو تـسـلـیـم دنـیـایــی و بــاز هــم بــه تـنـهـایـی مـحـض میبخشی ام دانیال علی پناهی...
ادامه مطلب