خرید بک لینک

تو چه تنها و چه تنها و چه تنها بودی

در سیه چال ، و هم قصر زلیخا بودی

تو به هر ملک که رفتم ، بنشستی از پیش

هر کجا نام خدا بود ، تو آنجا بودی

قهر کردم به تو و ، قهر نکردی با من

من در این زشتی و تو ، یکسره زیبا بودی

من ز شادی جهان سهم نبردم هرگز

چون تو ساقی می و باده ی غمها بودی

من برای تو طوافی که نکردم یا رب

تو که دائم به طواف دل شیدا بودی

تو که گفتی بروم در پی عقبا و بهشت

و نگفتی که چرا در پی دنیا بودی

من ز تو هیچ نخواهم تو ز من هیچ مخواه

من که امروز گرفتار و تو فردا بودی

دانیال علی پناهی

برچسب: نویسنده: یاسین کاظمی تاريخ: شنبه 4 آبان 1398 ساعت: 11:41

صفحه بندی