
کاش بیمارستانی وجود داشت که میشد در آنجاتمام اعضای بدنت رایکجا اهدا کنی و برای همیشهاز این دنیا بروی .... دانیال علی پناهی...
ادامه مطلب
جانم به لب آمد ز انتظار مرگ و از لب برون نرفتمن عاقلی شدم که برای رهایی ز غم هم پی جنون نرفتبا عقل درد میکشیدم و هرگز نگشتم شادمن نه مرده ام نه زنده ام پس هر چه بادا باددانیال علی پناهی...
ادامه مطلب
+ عزیزم؟ - جانم؟+ میگم میشه تا خوابت نبرده یه کم با هم حرف بزنیم ؟- آره عزیزم من که از خدامه+ میگم تو دوست داری بهشت چه شکلی باشه؟دوست دارم سلیقتو بدونم ... اول تو بگو بعد من میگم ...- خب راستش سوال...
ادامه مطلب
گاهی وقتا هيچ کس نميفهمه دردت رو فقط خودتی که ميدونی چه مرگته گاهی هم پيش مياد که فقط تو تمام عالم يه نفر دردت رو ميدونه همونی که نيست و نبودنش خودش درده گاهی همه عالم ميفهمن جز همونی که بايد ...
ادامه مطلب
یه شبایی اگه میدونستی بدون تو چه حالی دارم بدون اینکه وقت کنی کفش بپوشی بدون حتی شال و روسری ، با عجله تا خونمون می دویدی دانیال علی پناهی ...
ادامه مطلب
اونقدر که به عشق خدا یا از سر اجبار های خدا پا روی دلم گذاشتم به همون اندازه به خاطر, رفت و آمد پا رو فرش اتاقم نذاشتم اگه دوست نداشتن خدا کفر باشه با افتخار میگم ک...
ادامه مطلب
تا در این گور جهان باز نیفتد گذرماین جهان میگذرد من هم از او میگذرمشهریارا ز همه عالم و آدم به دری</span>خوش به حالت که من از دین و خدا هم به درمسیزده نحس ترین روز برای من نیست</span>چونکه هر روزِ جهان ، سخت بیاید به سرمتو در آن روز که عشقت پسرش را بوسید</span>من در این روز که آشفته و آسیمه سرمتو که بی سیم و زری باز هنر داری و من</span&g...
ادامه مطلب